خرید بک لینک
دویست و پنجاه حَمَلَ نِسَاءَهُ ص عَلَى أَحْلَاسِ أَقْتَابِ الْجِمَالِ بِغَيْرِ وِطَاءٍ مُكَشَّفَاتِ الْوُجُوهِ بَيْنَ الْأَعْدَاءِ وَ هُنَّ وَدَائِعُ الْأَنْبِيَاءِ وَ سَاقُوهُنَّ كَمَا يُسَاقُ سَبْيُ التُّرْكِ وَ الرُّومِ فِي أَشَدِّ الْمَصَائِبِ وَ الْهُمُوم‏ بانوان حرم را سوار بر شترانى كرد كه تنها پاره گليمى به پشتشان انداخته شده بود، و داراى محمل و سايبان نبودند، صورت‌هايشان باز بود با اينكه آنها امانت‌‏هاى پيامبران بودند؛ آنان را راندند همچون راندن اسيران ترك و روم که در سخت‌‏ترين وضع و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 21:35

دویست و پنجاه و چهار ۱- یکی از مواردی که در گفتگوهای تشکل‌های دانشجویی دیده می‌شود این است که تنها تریبون برای حرف‌های سیاسی است نه کلان‌پروژه‌های علمی تعریف شده؛ مثلاً دانشجویان فلان تشکل بگویند که ما برای خودمان پروژه تعریف کرده‌ایم که نظام مدیریت کلان کشور در شرایط تحریمی را بازنگری کنیم و بحث دربارهٔ نقش اتاق بازرگانی در شرایط تحریمی و سیاسی فعلی داشته باشند و این برای نمونه بود. تا دلتان بخواهد صحبت‌های سیاسی بی‌سر و ته که دوزار ارزشی ندارند.۲- شاید بتوان گفت که چون دانشجوی نخبه اصطلاحی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 21:35

«إنَّ اللّهَ تَعالى نَصَبَ فِي السَّماءِ السّابِعَةِ مَلَكا يُقالُ لَهُ الدّاعي. فَإِذا دَخَلَ شَهرُ رَجَبٍ يُنادي ذلِكَ المَلَكُ كُلَّ لَيلَةٍ مِنهُ إلَى الصَّباحِ: طوبى لِلذّاكِرينَ! طوبى لِلطّائِعينَ! و يَقولُ اللّهُ تَعالى: أنا جَليسُ مَن جالَسَني، ومُطيعُ مَن أطاعَني، وغافِرُ مَنِ استَغفَرَني، الشَّهرُ شَهری، وَ العَبدُ عَبدي، وَ الرَّحمَةُ رَحمَتي، فَمَن دَعاني في هذَا الشَّهرِ أجَبتُهُ، و مَن سَأَلَني أعطَيتُهُ، و مَنِ استَهداني هَدَيتُهُ، و جَعَلتُ

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 21:35

هرچندوقت‌یک‌بار می‌آییم یک‌سری به اینجا می‌زنیم و یک تنفس مصنوعی به این زنده به حیات نباتی می‌دهیم و ایضاً سر می‌زنیم تا ببینیم کسی ملاقات اینجا آمده و فاتحه‌ای فرستاده یا نه.دنیا هم عجیب است... روزگاری بلاگفا و امثال بلاگفا محل رفت و آمد افراد بودند و چنان شلوغ و درهم و برهم که بیا و ببین که آن را هم ما دیدیم، حوالی ۱۳-۱۴ سال پیش و الان هم که معرف حضورتان هست؛ خیلی‌ها اصلاً نمی‌دانند اینجا کجاست و چیست!خداوند بر همهٔ ما رحم کندشب چهارم رجب الأصم ۱۴۴۷ ه.قپی‌نوشت: دستی هم به سر و روی پروفایل مدیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 21:35

مِسْكِينٌ ابْنُ آدَمَ مَكْتُومُ الْأَجَلِ مَكْنُونُ الْحُلَلِ مَحْفُوظُ الْعَمَلِ تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنَتِّنُهُ الْعَرْقَةُ مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ لَا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا يَدْفَعُ حَتْفَه اى بيچاره و درمانده آدمىزاده كه مرگش پوشيده و بيماریها و دردهايش نهان است. و كردارش در نامه عملش جمع و حفظ مى شود. پشه آزارش مى دهد و از قطره يى آب كه در گلويش بگيرد، كشته مى شود و عرق بدنش او را بوناك مى سازد! آدمى زاده را با فخر چه كار است؟! آغازش نطفه و پايانش مردار است؛ نه مى تواند خود را روزى دهد و نه مى تواند مرگ خويش را از خود براند!- روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 13:05

آدم گاهی اوقات چراغ در دکان قدیمی و کهنهاش را باید روشن کند تا بدانند که آن بدبخت نشستهٔ روی چارپایهٔ چوبی زوار در رفته هنوز در این دنیا زنده است تا اینکه پارچهٔ سیاه دم مغازهاش بزنند...

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 13:05

یا رحیم۱- دیشب دیر رسیدم خانه و غذایی سفارش دادم و رفته بودم در هوای سرد و زیر برف ایستاده بودم تا بیاید و مبادا اندکی تأخیر داشته باشم و سرما بخورد و یواشیواش پیک رستوران ساعت ۱۱:۳۰ شب بود که آمد و گفت: «سرما خوردی حتماً!» و گفتم که من به خاطر اینکه معطل نشوید، زودتر آمدم و گفت که حالا سرما خورده چه فرقی میکند! و خندید.گفتم: «مراقب خودت باش!» و تشکر کرد و رفت.با خودم فکر میکردم که او برای یکلقمهٔ نان حلال و اینکه دستش جلوی این و آن دراز نباشد در چه شب سرد و برفی با تمام خطراتش که ممکن است یک دفعه لیز بخورد و آسیب ببیند، حاضر است چقدر سختی تحمل کند و...۲- امروز یکدفعه برادرم از اتاق آمد و گفت که بانک به هر حساب ارزی، ۲۰۰۰ دلار پول میدهد و سودش حدود ۲۵-۲۶ تومان است.داشتم دوباره به آن پیک موتوری دیشب فکر میکردم؛ اصولاً مگر سیلی واقعیت باید چیزی جدای از این چیزهای روزمره به حساب خودمان باشد؟ یکذره فقط توجه و سکوت لازم است و برود یککنجی و بنشیند به فکر و فکر و فکر و حساب و کتابهایش را صاف کند با خودش دیگر.الان چشمم به کتاب «تاریخ سختکشی» افتاد؛ همین.آخر سال شد... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:55

بیآنکه حواسمان باشد، داریم میمیریم به مرتضی علی ع قسم!

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:55

آدمی توان این را دارد که خودش، خودش را خر کند و واصل و فانی به فنای تام در ربالنوع خریت گردد و البته که حتی آتش جهنم هم پاکش نخواهد کرد.

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 22:21

اذ النائبات بلغن المدى
و كادت تذوب لهن المهج
و حلّ البلاء و بان العزاء
فعند التناهى يكون الفرج
هرگاه سختى ها به اوج رسند و دلها بدان به گدازش نزديك شوند و درد فرود آيد و خوشى رخت بربندد، در آن فرجام است كه گره از كارها گشوده شود.

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 14:42

سلامهر از چندگاهی میآیم به اینجا سری بزنم تا ببینم کسی کامنتی گذاشته یا که مطلبی از آن طرف بیاورم این طرف تا با همین نفس مصنوعی الکی، چندروزی اینجا را زنده نگه دارم و البته که او محیی و ممیت است ولی خب...سابقها وبلاگ و وبلاگنویسی ارج و قربی داشت و کار همین شبکههای اجتماعی را میکرد ولی الان که شبکههای اجتماعی آمدهاند، وبلاگ و وبلاگنویسی به مرگ مصنوعی، تغییر وضعیت داده تا جایی که سال ۹۹ یکی از بزرگترین ارائه دهندگان به اسم میهنبلاگ، جمع کرد.خلاصه آنکه مرگ حتی دست از سر پدیدههای مدرن و شبه مدرن و اینها برنمیدارد و هرکسی و چیزی مرگ را میچشد.پینوشت: میخواستم سریع مطلب را ببندم و سرش را به تهش گره بزنم و اینطور شبیه جگر زلیخا شده.ارادت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 14:42

شب یلدا، نقطهٔ انقلاب زمستانی است و انشاءالله به بهار منتهی و مقصد آن، نقطهٔ اعتدال بهاری است.

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:40

يَا اِبْنَ آدَمَ، أَكْثِرْ مِنَ اَلزَّادِ إِلَى طَرِيقٍ بَعِيدٍ، وَ خَفِّفِ اَلْحَمْلَ فَالصِّرَاطُ دَقِيقٌ، وَ أَخْلِصِ اَلْعَمَلَ فَإِنَّ اَلنَّاقِدَ بَصِيرٌ
ای آدمزاده!
زیاد جمع کن زاد و توشه مناسب به راه طولانی
و حملت را سبک کن زیرا صراط دقیق و تیز است
و عملت را خالص کن، زیر همانا ناقد (کسی که مو را از ماست میکشد) بینا است.
- کشکول شیخ بهایی ره

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 15:40

مطلب را با کلیدواژهٔ «الحكمة» شروع کنیم.سر صبحها چون سرحال هستم و مغزم بیدار، اخیراً شروع کردهام به معقول خواندن که مطالب قبل یادم بیاید ولی اخیراً دربارهٔ خیلیهایش شبهه دارم و اصلاً آن احساس سابق که ما را اقناع میکرده در این کتب نیست و اصلاً جان آرام نمیشود که بگوید: «رسیدم و سیراب شدم!»سابق از یکی از اساتید مدرسه که برای خودش نامی هم دارد در مشهد و در دانشگاه فردوسی هم سابق تدریس داشته سؤالی از شواهد مرحوم صدرا پرسیدم که جوابش آن نبود که جان آرام بگیرد و همین چندروز پیش هم سؤال دیگری از موضوعی دیگر پرسیدم که برای جوابش زد به صحرای کربلا و بافتن چیزهایی از سنخ ارتباط وصلت گودرز و شقایق با سجاوندی در شعر یاسمنگولا وایوای!خلاصه آن که درد ما را دوا نکرد و بعد هم که آمدم ادامه بدهم گفت انشاءالله چندسالی درس بخوانی تا اینها را بفهمی و گفتم که از این علوم بیاطلاع نیستم و البته به ایشان نگفتم که مطالبتان به درد خودتان هم نمیخورد و این جوابها و بهتر بگویم لفاظی به درد همان پر کردن مقالات و گفتگوهای پوچ کلاسهایتان دارد و قانع کردن کسانی که معمولاً هرّ را از برّ تشخیص نمیدهند و آنی هم که تشخیص هرّ از برّ بدهد، سر کلاسهایتان نمیتواند بنشیند!مولا ع فرمودند: الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَحَيْثُمَا وَجَدَ أَحَدُكُمْ ضَالَّتَهُ فَلْيَأْخُذْهَا. حکمت گمشدهٔ مؤمن است؛ یعنی آن کس که مؤمن شده، گمشده دارد سنخ گمشدهاش حکمی است و ایضاً حکمت گمشدهٔ غیر مؤْمن نیست. کجا را بگردد آخر فدای شما بشوم؟ هرکجا؟ هرجا هم که یافتش، دربر بگیردش؟ خستگی را آدمیزاد چه کند؟ چرا هیچکس دقیق نپرسید ما بدبخت بیچارههای امامندیدهٔ فلکزدهٔ چوب فلکخوردهٔ یتیم چه کنیم؟!حیف مولا ع و ما! حیف...پیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 19:00

هنوز کسی هست اینجا؟ اگر کسی هست: السلام علیک بجوامع السلام

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 15:43

صفحه بندی